بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحار الانوار ج۱ ۶۴ ترجمه روایات ….. ص : ۵۱
بخش چهارم لزوم شناختن امام و اینکه عذرى پذیرفته نخواهد بود در ترک ولایت و امامشناسى
[ترجمه روایات]
(۲) محاسن برقى: ص ۱۵۳- بشیر دهان از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود: (من مات و هو لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة) هر کس بمیرد در حالى که امام خویش را نمىشناسد بمانند مردم جاهلیت کافر و بىاعتقاد بمبانى دینى از دنیا رفته.
سعى کنید فرمانبردار باشید شما ملاحظه کردید یاران علی را که چگونه بودند شما پیرو کسى هستید که عذر احدى را در نشناختن او نمىپذیرند، آیات نفیس قرآن در باره ما است خداوند اطاعت و فرمانبردارى از ما را بر مردم واجب نموده غنائم در اختیار ما است و نعمت پاک دنیا بما تعلق دارد.
(۳) محاسن: ابو الیسع عیسى بن سری گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود زمین جز با امام برقرار نخواهد بود هر کس بمیرد در حالى که امامش را نمىشناسد همانند مردم جاهلیت مرده مهمترین موقعى که احتیاج بمعرفت امام دارید وقتى است که جان شما باینجا برسد در این موقع اشاره بسینه خود کرد. آن وقت خواهد گفت به به چقدر اعتقاد خوبى داشتم.
(۱) محاسن برقى: حسین بن ابى العلا گفت از حضرت صادق علیه السّلام راجع باین فرمایش پیامبر اکرم پرسیدم
«من مات لیس له امام مات میتة جاهلیة»
فرمود صحیح است.
اگر مردم پیرو علی بن الحسین میشدند و عبد الملک بن مروان را رها میکردند هدایت مىیافتند گفتم آیا کسى که با نشناختن امام بمیرد مرگ در حال کفر است فرمود: نه مرگ در حال ضلال و گمراهى است.
توضیح: امام علیه السّلام کفر را نفى کرد زیرا سئوالکننده خیال میکرد احکام کفر در دنیا بر چنین شخصى جارى است بهمین جهت فرمود: نه او گمراه است در دنیا و به بهشت نخواهد رفت در آخرت و هرگز راهى به بهشت ندارد این خبر منافى با اخبار دیگرى که اثبات کفر مىکند نخواهد بود زیرا آن اخبار ناظر باین است که چنین افرادى در آخرت در حکم کفارند.
(۲) محاسن: عثمان بن مغیره گفت: حضرت صادق از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود:
«من مات بغیر امام جماعة مات میتة جاهلیة»
حارث بن مغیره گفت بعد که خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم این جریان را پرسیدم فرمود آرى ما پرسیدیم آیا مرگ او مرگ مردم جاهلیت است فرمود آرى مرگ کفر و ضلال و نفاق.
(۳) محاسن: فضیل گفت از حضرت ابو جعفر علیه السّلام شنیدم میفرمود هر کس بدون امام بمیرد مرگ او چون مردن مردم جاهلیت است هرگز عذر مردم را در شناختن امام نمىپذیرند، کسى که با شناختن امام بمیرد، او را زیانى نخواهد رسید چه جلوتر از ظهور امام بمیرد یا بعد از آن و کسى که با عرفان امام از دنیا برود مانند کسى است که با قائم عجل اللَّه فرجه در خیمه او بوده.
(۴) اکمال الدین: ص ۳۷۵- محمّد بن اسماعیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود هر کس بمیرد با آنکه امامى نداشته باشد بمرگ جاهلیت مرده عرضکردم هر کس چنین بمیرد مرگ جاهلیت داشته؟ فرمود: آرى کسى که توقف دارد کافر است و ناصب مشرک است.
(۱) غیبت نعمانى: یحیى بن عبد اللَّه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد فرمود یحیى هر کس شب را بسر برد با نشناختن امام زمان خود به مرگ جاهلیت مرده.
(۲) غیبت نعمانى: از حضرت ابو الحسن نقل مىکند در باره آیه وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ. فرمود: یعنى کسى که دین خود را از ائمه هدى علیهم السّلام نگیرد.
(۳) غیبت نعمانى: محمّد بن سنان از راوى خود نقل مىکند که حضرت صادق فرمود کسى که شریک قرار دهد شخصى را که از جانب خدا بامامت منصوب نشده با امامى که از جانب خدا تعیین شده است مشرک خواهد بود.
(۴) غیبت نعمانى: ابن ابى یعفور گفت بحضرت صادق علیه السّلام عرضکردم مردى شما را دوست مىدارد و از دشمنتان بیزار است حلال شما را حلال و حرامتان را حرام میداند و قبول دارد که امامت متعلق بشما است و دیگرى حق امامت ندارد جز اینکه مىگوید این خاندان در میان راجع بشخص امام اختلاف دارند با اینکه آنها پیشوا و رهبر هستند.
اگر همه خانواده پیامبر اتفاق نمایند و بگویند فلانى از ما خانواده امام است، ما هم میگوئیم هم او امام است.
امام علیه السّلام فرمود اگر بر این اعتقاد بمیرد بمانند مردم جاهلیت مرده.
در خبر دیگر آخر آن میافزاید قرآن داراى تأویلهائى است که در حال جریان است مانند شب و روز و حرکت خورشید و ماه وقتى زمان یکى از آنها برسد اتفاق خواهد افتاد و بعضى بعدها بوقوع مىپیوندد.
توضیح: منظور از تأویل قرآن شاید این باشد که بطون و تأویلهاى قرآن تدریجى و منوط بوقت و زمان مخصوصى است از آن جمله اجتماع مردم
بر یک امام در زمان حضرت قائم عجل اللَّه فرجه خواهد بود که حالا موقع آن نیست یا منظور اینست که قرآن دلالت دارد که باید در هر زمان امام مىباشد بعضى از ائمه زمان آنها گذشته و بعضى خواهند آمد.
(۱) تفسیر قمى: ص ۵۷۹- ابو حمزه گفت حضرت باقر علیه السّلام فرمود: خداوند روز قیامت عذر احدى را نمىپذیرد که بگوید خدایا من نمىدانستم که فرزندان فاطمه زهرا علیها السّلام رهبر و امام بر تمام مردمند، در باره شیعیان اولاد فاطمه علیها السلام فقط این آیه نازل شده:
یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ «۱».
(۲) قرب الاسناد: بزنطى از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هر که مسرور مىشود از اینکه بین او و خدا حجابى نباشد تا خدا را بیند و خداوند او را مشاهده کند باید آل محمّد علیهم السلام را دوست بدارد و از دشمنانشان بیزار باشد و پیرو امام از این خانواده گردد.
اگر چنین بود خدا را مىبیند و خدا نیز او را مىبیند.
توضیح: این دیدن منظور دیدن کرامت و لطف خدا است یا دیدن اولیاء خدایا به نهایت رسیدن درجه معرفت است باندازه قدرت و نیروى بشرى.
(۳) عیون اخبار الرضا: تمیمى از حضرت رضا نقل کرد که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: هر کس بمیرد با اینکه امامى از فرزندان من نداشته باشد بمثل جاهلیت مرده و از او مؤاخذه و بازخواست مىشود نسبت بکر دارى که در جاهلیت انجام داده و آنچه در اسلام عمل کرده
(۴) امالى شیخ: ص ۱۶۲- ابو سعید همدانى از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که در باره آیه إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فرمود بخدا قسم اگر توبه کند وایمان آورد و عمل صالح انجام دهد ولى راه بولایت و محبت ما نداشته باشد و فضل و مقام ما را نشناسد توبه و ایمان و عمل صالح او برایش سودى نخواهد داشت.
توضیح: این آیه در چهار جاى قرآن نقل شده:
۱- در سوره مریم إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ.
۲- در سوره طه وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى.
۳- در سوره فرقان إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.
۴- در سوره قصص فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ.
با خبرى که ذکر شد فقط آیه اول و دوم مناسبت دارد. اشکال مىشود که آیه اول داراى لفظ «ثُمَّ اهْتَدى» نیست آیه دوم نیز اولش با خبر مطابقت ندارد زیرا در خبر نقل شده:
إِلَّا مَنْ تابَ ولى در قرآن هست لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ شاید خبر نیز در اصل لِمَنْ تابَ بوده که راویان یا نسخه برداران باشتباه تغییر دادهاند. (۱) علل الشرائع: حنان بن سدیر گفت بحضرت صادق علیه السّلام عرضکردم بچه دلیل باید حتما امامهاى بعد از پیغمبر را بشناسم ولى امامهاى قبل از پیامبر را الزامى نیست، فرمود بواسطه اختلاف شرایع.
(۲) معانى الاخبار: ص ۱۱۲- سلیم بن قیس هلالى گفت بحضرت امیر المؤمنین علیه السّلام عرضکردم کمترین چیزى که موجب گمراه شدن شخص مىشود چیست؟
فرمود اینکه نشناسد خداوند دستور داده اطاعت از چه کسى بکند و ولایت او لازم شده و حجت در روى زمین و گواه بر خلق است.
عرضکردم آنها کیانند یا امیر المؤمنین فرمود! کسانى که اطاعت آنها را خداوند در قرآن قرین اطاعت خویش قرار داده در این آیه یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ. گفت پیشانى آن جناب را بوسیده عرضکردم برایم واضح کردى و عقده دلم را گشودى و هر شک و تردیدى در دلم بود از بین بردى.
(۱) علل الشرائع: سلمة بن عطا از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود:
حضرت حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود: اصحاب من! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند وقتى شناختند او را مىپرستند وقتى او را پرستیدند از پرستش دیگران دست میکشند.
مردى عرضکرد یا ابن رسول اللَّه پدر و مادرم فدایت معنى معرفت خدا چیست؟
فرمود همان معرفت و شناخت اهل هر زمانى است امام زمان خود را.
صدوق در توضیح اینخبر مىنویسد: اهل هر زمان باید بشناسند و بدانند که خدا ایشان را وانگذاشته و زمین را خالى از امام معصوم ننموده کسى که بپرستد خدائى را که حجت براى مردم قرار نداده او خداى واقعى را نپرستیده دیگرى را پرستش نموده.
توضیح: شاید امام علیه السّلام که معرفت خدا را معرفت امام دانسته منظورش اینست که معرفت خدا حاصل نمىشود مگر از طرف امام یا بجهت اینکه شرط انتفاع از معرفت خدا معرفت امام است که اگر خدا را بشناسد ولى امامشناسى نداشته باشد خداشناسى او برایش سودى ندارد و توضیحى که صدوق نیز داده است بىمناسبت نیست.
(۲) تفسیر قمى: ابان بن تغلب گفت حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ابان! خداوند از مشرکین زکات مالشان را نخواسته در حالى که مشرک باشند چنانچه در این آیه مىفرماید وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ عرضکردم آقا! فدایت شوم این مطلب را برایم توضیح بدهید.
فرمود واى بر مشرکین که شرک آوردند در مورد امام اول آنها در مورد ائمه دیگر هم کافرند. ابان! خداوند مردم را دعوت بایمان بخود کرده وقتى ایمان بخدا و پیامبر آوردند واجبات بر آنها لازم مىشود.
توضیح: امام علیه السّلام مشرک را در آیه تفسیر نموده بکسى که شریک قرار دهد با امام واقعى دیگرى را و لفظ آخرت را بائمه دیگر تفسیر نموده این یکى از بطون آیه است، این خبر دلالت دارد که مشرکین ملزم بانجام فرائض نیستند ولى مخالفین مکلف بآنها هستند با اینکه مفاد آن بر خلاف مشهور بین دانشمندان شیعه است.
ممکن است بگوئیم منظور اینست که وادار کردن کسانى که ایمان بخدا و رسول ندارند بایمان مقدم است بر تکلیف نمودن ایشان را بدستورات نه اینکه مکلف بدستورات اصلا نباشند.
(۱) عیون اخبار الرضا: یک جمله از نوشته حضرت رضا علیه السّلام براى مأمون در شرایع دین این بود: «
من مات لا یعرف ائمته مات میتة جاهلیة
. (۲) ثواب الاعمال: ص ۷: ابو سعید خدرى گفت: روزى پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نشسته بود چند نفر از اصحاب نیز خدمت آن جناب بودند از آن جمله علی بن ابى طالب علیه السّلام حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود هر کس بگوید: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ داخل بهشت مىشود.
دو نفر از اصحاب عرضکردند ما میگوئیم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ فرمود شهادت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ از این و شیعیانش پذیرفته مىشود آن کسانى که خداوند پیمان آنها را گرفته آن دو گفتند ما میگوئیم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ در این موقع پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم دست روى سر علی علیه السّلام نهاده فرمود علامت اینکه شیعه او باشید اینست که پیمانش را نشکنید و جاى او را تصاحب نکنید و گفتارش را تکذیب ننمائید. (۳) ثواب الاعمال: عیسى بن سرى گفت بحضرت صادق علیه السّلام عرضکردم پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرموده است:
(۱) محاسن برقى: حسین بن ابى العلا گفت از حضرت صادق علیه السّلام راجع باین فرمایش پیامبر اکرم پرسیدم
«من مات لیس له امام مات میتة جاهلیة»
فرمود صحیح است.
اگر مردم پیرو علی بن الحسین میشدند و عبد الملک بن مروان را رها میکردند هدایت مىیافتند گفتم آیا کسى که با نشناختن امام بمیرد مرگ در حال کفر است فرمود: نه مرگ در حال ضلال و گمراهى است.
توضیح: امام علیه السّلام کفر را نفى کرد زیرا سئوالکننده خیال میکرد احکام کفر در دنیا بر چنین شخصى جارى است بهمین جهت فرمود: نه او گمراه است در دنیا و به بهشت نخواهد رفت در آخرت و هرگز راهى به بهشت ندارد این خبر منافى با اخبار دیگرى که اثبات کفر مىکند نخواهد بود زیرا آن اخبار ناظر باین است که چنین افرادى در آخرت در حکم کفارند.
(۲) محاسن: عثمان بن مغیره گفت: حضرت صادق از علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود:
«من مات بغیر امام جماعة مات میتة جاهلیة»
حارث بن مغیره گفت بعد که خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم این جریان را پرسیدم فرمود آرى ما پرسیدیم آیا مرگ او مرگ مردم جاهلیت است فرمود آرى مرگ کفر و ضلال و نفاق.
(۳) محاسن: فضیل گفت از حضرت ابو جعفر علیه السّلام شنیدم میفرمود هر کس بدون امام بمیرد مرگ او چون مردن مردم جاهلیت است هرگز عذر مردم را در شناختن امام نمىپذیرند، کسى که با شناختن امام بمیرد، او را زیانى نخواهد رسید چه جلوتر از ظهور امام بمیرد یا بعد از آن و کسى که با عرفان امام از دنیا برود مانند کسى است که با قائم عجل اللَّه فرجه در خیمه او بوده.
(۴) اکمال الدین: ص ۳۷۵- محمّد بن اسماعیل از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود هر کس بمیرد با آنکه امامى نداشته باشد بمرگ جاهلیت مرده عرض ست.
(۱) غیبت نعمانى: یحیى بن عبد اللَّه از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد فرمود یحیى هر کس شب را بسر برد با نشناختن امام زمان خود به مرگ جاهلیت مرده.
(۲) غیبت نعمانى: از حضرت ابو الحسن نقل مىکند در باره آیه وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ. فرمود: یعنى کسى که دین خود را از ائمه هدى علیهم السّلام نگیرد.
(۳) غیبت نعمانى: محمّد بن سنان از راوى خود نقل مىکند که حضرت صادق فرمود کسى که شریک قرار دهد شخصى را که از جانب خدا بامامت منصوب نشده با امامى که از جانب خدا تعیین شده است مشرک خواهد بود.
(۴) غیبت نعمانى: ابن ابى یعفور گفت بحضرت صادق علیه السّلام عرضکردم مردى شما را دوست مىدارد و از دشمنتان بیزار است حلال شما را حلال و حرامتان را حرام میداند و قبول دارد که امامت متعلق بشما است و دیگرى حق امامت ندارد جز اینکه مىگوید این خاندان در میان راجع بشخص امام اختلاف دارند با اینکه آنها پیشوا و رهبر هستند.
اگر همه خانواده پیامبر اتفاق نمایند و بگویند فلانى از ما خانواده امام است، ما هم میگوئیم هم او امام است.
امام علیه السّلام فرمود اگر بر این اعتقاد بمیرد بمانند مردم جاهلیت مرده.